۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه

Musical


گوش دادن به موسیقی همیشه برای من پلی بوده برای شنیدن شعر
تازگی ویدیویی دیدم که از صاحب اثر بعید بود !
اصلن توقع این اثر رو از این آدم نداشتم
خیلی منو تحت تاثیر قرار داد
اونم افشین بود ! با ترانه ی خلاصم کن
با شعر زیبایی از داوود بصیری
واقعن شاهکاریه
شاعرش از درد میگه
از عذاب و غمی که انسانهایی که گرفتار گرد هستند می کشن
از زبون مردم زیر پوست این شهر خراب  آباد میگه
از زبون ما جماعت چرتی...
واقعن باید سپاسگذاری کرد از این جور خواننده ها
نه مثه حسین تهی که هنوز گرفتاره "منو این" ه !
به قول شاهین به دنبال قر کمر فقط !
والا خوبه آدم یه خورده به مخش هم فشار بیاره

متن آهنگش رو میذارم:
خدایا خسته گردم خلاصم کن
پر از رنج و غم و دردم رهایم کن
من از این نشعه بیزارم خداوندا
بیا آغوش پاکت را از عالم کن
خلاصم کن خلاصم کن
خلاصم کن خلاصم کن

از این درد و از این تنهایی و دیوار
از این بد نامی و روح و تن بیمار
از این افیون بی درمون لاکردار
خداوندا خلاصم کن از این آوار
خلاصم کن خلاصم کن
خلاصم کن خلاصم کن

منم چون سایه ای در یک شب مهتاب
که افتاده ز نیزاری به یک مرداب
منم چون نی پر از ناله پر از فریاد
خداوندا خلاصم کن از این بیداد
خلاصم کن خلاصم کن
خلاصم کن خلاصم کن



 در حاشیه ی خبر ها :


حالا یه نفر چشم ما رو گرفت... ها !
رفتم تو پیجش دیدم اووووووه چه خبره !
همه دخترا ریختن میگن دوستت داریم !
ماهه ماه !
چشاتون درویش کنیدا ! ها !!! من غیرتیم !!! 



حالا قراره یکی رو بفرستیم بره باهاش صحبت کنه !!!
قراره بهش بگه « نمیخوام برام بمیری... تو فقط بگو نمیری !!! »  .............   



۱۳۹۱ خرداد ۵, جمعه

رد هت و پسر خاله !


امروز داشتم آهنگ ابی رو گوش میدادم
" وقتی که من عاشق میشم دنیا برام رنگ دیگس ....
... وقتی که من عاشق میشم عاشقتر از من دیگه نیست...
...توو جوون سپردن واسه عشق هیچکی سر از من دیگه نیست...
... وقتی که من عاشق میشم فصل دوباره موندنه
فصل رباعی و غزل فصل دوباره خوندنه...."
یادش بخیر واقعن چقدر خاطره دارم با این آهنگ
تو خونمون یه رادیو ضبط داشتیم
و یه عالمه آهنگ و شعر و ترانه
شهر قصه رو هم یادمه
همیشه از سر صبح تا شب روشن بود
هر روز با اهنگ بزرگ میشدم
یه روز واسه مدرسه (دوران ابتدایی) قرار بود یه روزنامه دیواری چاپ کنیم
وظیفه ی منم طبق معمول جمع آوری و نوشتن مطالب بود و البته با سپاس از معلم پرورشی برای چسبوندن این کاغذ با 4 تا چسب که هیچوقت توی اون 5 سال ندیدم جا

چسبی داشته باشه همیشه باید با دندون می بریدش !
یه کتاب لطیفه داشتم که پر از لطیفه های مورد دار بود
روزنامه دیواریه شامل 5 بخش بود که یه بخشش مربوط به لطیفه ها بود !
بله !
تا 1 شب بیدار بودم تا تکمیلش کنم
رسیدم به بخش لطیفه ها
منم نامردی نکردمو چند تا از اون لطیفه های مورد دار رو نوشتم !
من چون با معلما میرفتم سر کلاس بچه ها که رفتن و سر جاشون نشستن منم رفتم اتاق معلم پرورشی
دیدم که نیست و گفتم جهنم خودم وصل می کنم !
بعد از یکی دو ساعت دیدم چند تا از بچه ها که می خواستن سر به تنم نباشه دارن با لبخند از کنارم رد میشن
یکی از بچه ها که جا داره ازش از همینجا سپاسگذاری کنم !
اومد و زیر گوشم گفت که برم و ببینم جلو بورد چه خبره !
بله !
همه محو خوندن بودن !
در یک عملیات ضربتی همه رو جمع کردم !
آخه نصفه شبی وقت جک نوشتن بود ؟!
....
چند روز پیش که پیش پسر خالم بود
(2 سالشه ! دیشب هم مثلن تولدش بود ! )
دیدم داره با زور فیتیله نیگا میکنه!
خاله ی پروفسورم (!) معتقده که اونا حتمن یه چیزی می دونن که این برنامه ها رو می سازن ! لابد واسه بچه ها خوبه !
از سر همین برنامه ی وزین (!) یاد گرفته انواع وسایل دم دستشو پرت می کنه !
و هزار تا کار دیگه که قبل از دیدن اینا انجام نمی داد !
حتمن بچه های کامپیوتر خوب می دونن که وقتی جایی میرن
حالا به هر دلیلی
اولین اقدام صاحب خانه درخواست برای بررسی پی سی مورد نظر یا لپ تاپ و مشاوره ی کامپیوتریه !
اما یه چند باری به درخواست شوهر خالم براش موزیک ویدیو بردم
همیشه هم وقتی میرم پیش پسر خالم سریع می پره توو بغلم و میگه "علی آقا آینگ" !
یعنی آهنگ !
خلاصه این بچه هر چقدر مثل خودم شاده... این خاله ی ما غمگین !
میگم ما که با هایده و مهستی و گوگوش و ابی و داریوش و ... بزرگ شدیم شدیم این !
وای به حال اینا که با عمو قناد میخوان کشورو بسازن !
یه جایی خوندم بچه های ژاپنی وقتی برای بار اول میرن مدرسه بهشون میگن که شما کشوری دارید که هیچی نداره... نه کشاورزی نه علم نه دامداری
این شما هستید که باید اینا رو سر و سامون بدین !

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

هموفوبیا


به مناسبت 28 اردیبهشت , روز جهانی مبارزه با هموفوبیا



(هموفوبیا به معنای همجنسگرا ستیزی و همجنسگرا گریزی است)



 17 می، روز جهانی حمایت از همجنسگرایان و مبارزه با هموفوبیا (همجنسگرایی ستیزی) گرامی باد.



 
 به امید روزی که هیچ کس در هیچ کجای دنیا به خاطر گرایش جنس غیر انتخابی خود مورد اذیت و آزار واقع نشود.



اینم برای اونایی که فراموش کردن شاهین نجفی کی بود !
با تو کل کل و برد و باخت واسه ما باخته
جهان شاهینو واسه جنگ با کوچیکا نساخته
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

عشق ؟


عشق..
چه واژه ی غریبی...
به خصوص برای ما ایرانی ها...
ماهایی که ادعامون کون دنیا رو پاره می کنه... !
خصوصن اگه هومو هم باشی
نمی دونم یادتون هست یا نه ولی اگه یادتون رفته من یادتون میارم...
5 سال پیش... 6 سال پیش ...
خیلی مهم نیست
فیلم پورنویی دراومده بود به نام زهره
که منتسب شده بود به خانم زهرا امیر ابراهیمی...
بگذریم از داستان اون فیلم...
چون هر کسی باید پاسخگوی کردار خودش باشه و به من هم ربطی نداره
اما بعد از خارج شدنش از ایران
یک مصاحبه ای داشت با بی بی سی پارسی
در واقع اولین مصاحبش بود البت تصویری...
آخرای مصاحبش حرف دل منو زد...
حرفایی که خیلی منو به فکر فرو برد...
« متاسفانه ما چون اجازه نداریم هیچ وقت بلند راجع به عشقمون حرف بزنیم... راجع به زندگی حرف بزنیم.... راجه به ... همین جور که توی مدارسمون به ما آموزش داده نمیشه که اصن چطور باید برخورد کنی با چنین پدیده هایی... »
....
آره حق با تو بود
ما رو اینجوری بار آوردن
یا یه نمونه ی خارجی...
حتمن سریال queer as folk رو دیدین
توی اون قسمتی که برایان برای بار اول جاستین رو به خونش می  بره...
بعد هم جاستین با حالت قهر و ناراحتی از خونش بیرون میره... 
برایان بهش میگه:

LOOK, I DON'T
BELIEVE IN LOVE.
ببين من به عشق اعتقادي ندارم
 
I BELIEVE
IN FUCKING.
من به سکس اعتقاد دارم

IT'S HONEST.
IT'S EFFICIENT.
هم صادقانه است هم به درد بخور

YOU GET IN AND
OUT WITH A MAXIMUM
OF PLEASURE
شروعش ميکني و تمومش ميکني اونم با نهايت لذت

AND A MINIMUM
OF BULLSHIT.
و حداقل مزخرفات

LOVE IS SOME-
THING THAT
STRAIGHT PEOPLE
عشق يه چيزيه که مردم عادي

TELL THEMSELVES
THEY'RE IN SO
THEY CAN GET LAID,
به خودشون تلقين ميکنن که بتونن سکسو به دست بيارن

AND THEN THEY
END UP HURTING
EACH OTHER,
و آخرشم با آسيب زدن به همديگه تمومش ميکنن

BECAUSE IT WAS
ALL BASED ON LIES
TO BEGIN WITH.
چون همش از اول با دروغ شروع شده

IF THAT'S
WHAT YOU WANT,
اگه اين چيزيه که تو ميخواي

THEN GO AND FIND
YOURSELF A PRETTY,
LITTLE GIRL...
برو و واسه خودت يه دختر کوچولوي خوشگل پيدا کن و

AND GET MARRIED.
ازدواج کن

شاید هممون تجربه ی سکس رو نداشته باشیم ولی هممون تجربه ی عشق رو داریم...
امتحانش مجانیه... !
کافیه بری و توی یه شبکه ی اجتماعی عضو بشی...
طرف بدون اینکه بشناستت میاد و میگه من از خودت... شخصیتت... رفتار و منشت....
خیلی خوشم میاد...
بعد هم میره بالا منبر شروع میکنه یکی به نعل میکوبه یکی به میخ...
اما ...
میگه حالا بریم سر اصل مطلب !
پوزت چیه !!!
حالا اگه طرف بای باشه میگه ts
اگه استریت باشه میگه t
شانس بیاری گی باشه !
من که به شخصه برای آنالیز این موجودات هم که شده چند باری باهاشون حرف زدم
کم شده تهش فرار رو بر قرار ترجیح ندی !
عاشق و سینه چاک میاد و شمارشو میده... کار و بارش رو میگه... ولی حتا بدون اینکه منو بشناسه یا حداقل یه بار دیده باشه !

روشن فکرانه از دول عمو بالا میره
 فکر میکنه که حالا عدد واسه ما
با تو کل کل و برد و باخت واسه ما باخته
جهان شاهینو واسه جنگ با کوچیکا نساخته

درود بـــــر شــــاهــــیـــن نــــجــــفـــــی !

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

× وی آی پی ×


با تو کل کل و برد و باخت واسه ما باخته/جهان شاهینو واسه جنگ با کوچیکا نساخته

 درود بر شاهین نجفی !

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

تو نیستی




توو این خونه هوایی نیست
غروبایی که غمگینم
نفسی اگه با من هست
هوای توئه توو سینم
خیالت با منه هرشب
قفس می سازم از یادت
دلی که خونه از غصت
هنوزم خیلی می خوامت
کسی جاتو نمیگیره
هنوزم پای تو هستم
مثه درهای این خونه
چشامم رو همه بستم
تو نیستی و لبای من
فقط عکست رو می بوسه
تو رو انقدر بوسیدم
که عکست داره می پوسه

همیشه برای شاهین نجفی احترام خاصی قائل بودم و هستم. با این ویدیوی "بعد از تو" هم که دوچندان شد. واقعن دمش گرم

 


همه چی خوبه... همه چی آرومه... روزای خوبی داره میاد و میره ... و بیشتر از همیشه به آینده امیدوارم....
بعد از حمله به صفحات الملك عبدالله ملك الانسانية و العربیه و ملکه بریتانیا و گوگل و پادشاه این کشور اون کشور ! یک کمی آروم گرفتم و دارم درس می خونم !
کی میخواد این شیطونیام تموم شه خدا میدونه !
نمی دونم چرا دستم به نوشتن نمی ره... الان
شاید توو پست بعد یه داستانکی نوشتم !

۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

حالا بیا و درستش کن !!!

امروز برگشت... بعد از یک سال که غیبش زده بود
خودش نبود ولی سایش همه جا بود
بعد از ظهر قبل از اینکه برم بیرون مثل همیشه رفتم دوش بگیرم
از حموم اومدم بیرونو با حوله روی مبل لم دادم
موزیک پخش می شد
گوشیم بالا سرم بود که صدا خورد
یه اس ام اس از کسی که شمارش رو ذخیره نکردم
ولی انگار 4 رقم آخرش آشنا بود
اصلن دوست نداشتم حتا بهش فکر کنم که اونه
نوشته بود که فروردین اومد... و من تو و آزرده بودم... منو ببخش...
یه همچین چیزایی !
تو ماشین بهش اس ام اس دادم
خدا ببخشه... اما به جا نیاوردم..
چند ساعت گذشت...اس ام اس نداد... دوباره اس ام اس دادم
که دیدم تماس گرفت
با دستپارچگی ولی با لحنی خونسرد !
گفتم الو... بله...؟
گفت سلاممممممممم علی آقای گل گلاب... خوبی مهندس
وای خودش بود !
اصلن به روی خودم نیاوردم و ادامه دادم: شما؟ (با لحن کاملن جدی)
گفت: اممم ... خب .... چیزه.... ببخشید اس ام اس رو اشتباهی فرستادم ...
من: در حالی که قیافم شکل ! شده بود ادامه دادم: خواهش می کنم...و در حال قطع کردن تماس بودم که شنیدم گفت نشناختی؟
گفتم نه
گفت باشه ببخشید.
...
یه نفس راحت کشیدم
اما می شناختمش و صد در صد اونم خودشو مثل من زده بود به نفهمیدن
صد در صد اون اس ام اس رو اشتباهی ارسال نکرده بود
اما حتا خیال اینکه اس ام اس اشتباهی ارسال شده بود هم خوشحالم می کرد
به همین خیالا بودم که رسیدم پیش دوستم و داشتیم با هم می حرفیدیم که یهو اس ام اس اومد
یه آب دهنی قورت دادم و همین طور که به صورت دوستم نگاه می کردم نیشم باز شد
ادامه دادم ... دو دقه بعد یکی دیگه اس ام اس اومد!
حالا یه بار سایلنت نذاشتما
دو دقه بعد یکی دیگه اومد !
بحثو پیچوندمو به بهونه ی کارتریج پرینتر از مغازه زدم بیرون
دو تا اس ام اس اولی از یکی از رفقا بود !
خب خدا رو سپاس !
اما سومی خودش بود!
یه نگاهی به این ور و اون ور کردم و بغ کردم و شروع کردم به خوندنش:
سلام... (فلانیم)... ببخشید خودمو معرفی نکردم... امیدوارم ببخشی و ....
از این حرفا
دو بار دستم رفت بهش اس ام اس بدم که آخه با چه رویی تو اس ام اس میدی؟ آخه با چه رویی من بهت اس ام اس بدم؟
چند سال از اولین باری که بم گفت دوست دارم می گذشت...
بعد ها شنیده بودم چشش یکی از دخترای دانشگاهو گرفته..
یه جورایی چند سال دنبالم بود...
سعی می کردم هرجایی که اون میره من نرم و خودمو اونورا ظاهر نمی کردم...
تقریبا یک سال میشد که بعد از اون همه ابراز علاقه از طرف اون و با کلی دعوا و فحش و بد و بیراه و حتا تهدید از طرف من قول داده بود دیگه پیداش نشه
اما کیه که نشناستش
من کسی رو نمی خوام که اگه یکی رو در کنار من قرار بدی و بگی یکیشونو انتخاب کن طرف دو دل بشه یا شک کنه
من کسی رو می خوام که اگه حق انتخاب بین من یا یکی دیگه ...
اصن چرا یکی دیگه ؟
همه ی دنیا رو بهش بدن
منو انتخاب کنه
ولی این نمی فهمه
خیال می کنه همه چیز بچه بازیه
بدم میاد از کسایی که دوست داشتن و عشق ورزیدن و به شوخی میگیرن
راستش خودم بعد از اون قضایا عذاب وجدان داشتم
دوست نداشتم سال نو با کسی قهر باشم یا دلخوری وجود داشته باشه
اما نمی دونم چه جوری از دلش بیرون بیارم که پر رو نشه!
آدم بی جنبه ایه
فکر می کنه هر لطفی که بهش می کنم نشانه ی دوست داشتنه و علاقس...
خداییش این پشتکار رو میذاشت در هر کاری الان مدال میگرفت.

پ.ن: اینم از شانس منه خره !

Followers

با پشتیبانی Blogger.