۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

يه دوست پسر . . .

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم

یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه

یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده

یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده

یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی

یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود

یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی

یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن

یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم

یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش

یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا

یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر

یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم

یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار

یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم

یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره

یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی

یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره

یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم

یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق

یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم

یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن

یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال

یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه

یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود

یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه

یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته

یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه

یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره

یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه

یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب

یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش

یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم

یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه

یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه

یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان

یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با 911 زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم

یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه

یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه

یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو

یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم

یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم

یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش

یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲

یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه

یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه

یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که

یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون

یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون

یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم

فایل جالب امروز:
توضیح: كليپ رفيق آزاري !!!
حجم: 1.35 مگا بایت
لینک: از سرور مدیا فایر - پس از لود شدن صفحه ی لینک منتظر بمانید تا درخواست دانلود شما به سرور فرستاده شود سپس بر روی Click here to start download.. کلیک کنید

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

من و گرگ ها !!!

هميشه از ديدن كوه لذت مي بردم
توي شهر ما كوه در داخل شهر هم وجود داره
بعضي موقع ها كه دلم ميگيره از كسي يا دلتنگ ميشم ميرمو از پاي كوه رد ميشمو همين طور بهش خيره ميشم
نگاه كردن بهش بهم آرامش ميده
چند وقت پيش يكي از اقوام براي سفري بايد به ترمينال مي رفت
ترمينال خارج شهر و بعد از همين كوهه كه من براتون گفتم قرار داره
چون بليط ساعت 12 شب بود خونواده از من خواستن تا باهاش تا ترمينال برم
بعد از نيم ساعت تاخير ماشين حركت كرد
من هم بعد از خداحافظي راه افتادم و اومدم بيرون
هوا كاملا بهاري بود و حيف بود كه از دستش بدم
واسه همين بي خيال ماشين گرفتن شدم و گفتم پياده ميرم
در ورودي ترمينال روبروي كوهه يعني تا داخل شهر پياده 10 دقيقه راه هست
داخل شهر دقيقا به اون كوهه مي خوره كه من براتون گفتم
چون از خيابون هم ماشيني عبور نمي كرد من هم تصميم گرفتم تا براي اينكه بهتر از اين هوا لذت ببرم و نزديك كوه هم باشم از كنار خيابون برم
خلاصه هنوز 100 متر جلو نرفته بودم كه ديدم توي پياده رو چند تا جسم سپيد هي وول مي خورن!
با خودم گفتم از بس اين فيلم هاي ترسناك بلاد كفر رو نگاه مي كني خيالاتي شدي!
ولي وقتي نزديك تر شدم ديدم انگار چند تا گردالي نوراني همين جوري بهم زل زدن!
تا اينكه فهميدم چشمه!
گفتم آخه آدم مگه با اين چشم هاي بزرگ اون قدي ميشه!
همين جوري نزديكشون شدم تا اينكه به چهار قدميشون رسيدم
گفتم بله علي گاوت زاييدددددددددددددددددددددد
چهار تا گرگ سپيد بزرگ بهمراه اهالي منزل كه سه تا هم توله بودن تشريف آوردن پيك نيك! اونم اون وقت شب!
خب قطعا بيشتر از اينكه اونا از من بترسن من از اونا مي ترسيدم!
همين جوري روي پاهاشون نشسته بودن و داشتن به طعمشون نگاه مي كردن!
يكي از توله ها هم همين جور كه داشت منو مي پاييد و زبون نيم متريش رو هم بيرون و تو مي داد همچين با پهلوش به مامانه زد كه يعني مامان من شام مي خوام!
خب اگه شما در اين لحظه قرار بگيرين دو كار انجام ميدين !
يك اينكه با تمام سرعت از اونا دور ميشين و دو اينكه با تمام سرعت به سمت اونا ميرين!
اوليش منطقي تره!
ولي من...!؟
ولي من هيچ كدوم از اين كارا رو نكردم!
بلكه با خونسردي كامل و اينكه تمام توجهم به اين بود كه يه بار قسمتي از شلوارم خيس نشه! و در حالي كه داشتم سكته مي كردم! چون تا حالا يه گرگ با اهل بيتش رو از اين نزديكي نديده بودم اونم 1 بامداد ! فكري به سرم زد ! بايد كاري كنم كه روي من حساس نشن
من كه داشتم از جلوي اين خونواده ي محترم رد مي شدم ديدم همشون عين اين جغدا كه سرشون 360 درجه مي چرخه دارن منو دنبال مي كنن!
گفتم خدايا نميشه يه اسبي الاغي گاريي كاميوني چه مي دونم يه اتومبيلي برام بفرستي تا من در برم!
سرمو كه برگردوندم ديدم يه ماشين سمند زرد رنگ كه تاكسي بي سيم هم بود داشت ميومد سمت من!
ديگه بهتر از اين نميشد!
اگه توي يه بيابون بنزين تموم كني و يه ماشين ببيني كه داره از اونجا رد ميشه اونقت مي فهمي كه من چي ميگم!
دست نگه داشتم و اونم جلوي پام ترمز كرد
با عذرخواهي از خانواده ي محترم گرگ ها يه بوس باي باي هم براش فرستادم بره حال كنه!
بعد هم با كله رفتم توي ماشين!
بهش گفتم آقا تا دم در منو ببر هر چقدر پول بخواي بهت ميدم
وقتي خونه رسيدم مادرم با تعجب سر و وضعمو نگاه كرد و گفت چي شده؟ مگه سگ دنبالت كرده!
خب از مادر كه نميشه چيزيو پنهون كرد! اون خودش مي فهمه!

نتيجه ي اخلاقي: اگه به كوهي دريايي دشتي جلگه اي چميدونم هر چيزي خيلي علاقه دارين كمي هم منطقي باشين آخه مگه روزو ازتون گرفتن كه 1 شب ميرين كوه ديدني! بعد هم سعي كنيد هميشه با حيوانات رفيق باشيد آخه مگه حيووناي به اين نازي كه خدا آفريده ترس داره؟!





فایل جالب امروز:
توضیح: كليپ شبهاي قزوين !!!
حجم: 235.54 كيلو بایت
لینک: از سرور مدیا فایر - پس از لود شدن صفحه ی لینک منتظر بمانید تا درخواست دانلود شما به سرور فرستاده شود سپس بر روی Click here to start download.. کلیک کنید

دانلود

۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

گذشته - قسمت آخر


جوابش این بود «سلام ... ممنون ... شما؟»
براش نوشتم یه همکلاسی! آقا سبحان دیگه؟
گفت آره من سبحانم. کدوم همکلاسی؟ کجا؟ اسمت چیه؟
براش یه اس ام اس دیگه ارسال کردم!
جوابی داد که خورد شدم!
«خودتو معرفی کن دیگه بلا... وایسا ببینم... سانی جون تویی... لیدی زیبا تو که گفتی برای همیشه میرم!»
این سبحان من بود؟!
براش ارسال کردم «سانی کدوم خریه! من پسرم!»
با عصبانیت پیام داد که بگو چی می خوای؟
نوشتم خودتو!
گفتم برو بابا ! برو که حوصله ندارم!
چند روزی اس ام اس ندادم تا اینکه یه روز بالاخره اس ام اس دادم.
دیدم هر چی فحش بلده داره نثارم می کنه!
آخرش هم گفت که دیگه بهم اس ام اس نده و گرنه ....
خلاصه هر چیزی که به ذهنش می رسید بهم گفت! ولی من اصلا به دل نگرفتم! چون همیشه با خودم می گفتم که اون منو دوست داره ! اینو می تونستم از نگاهش بخونم وقتی که بهم زل می زد.
دیگه بهش اس ام اس ندادم.
تا یک سال بعد . . .
همه چیز عادی شده بود تا اینکه اون روز لعنتی رسید.
تا بعد از ظهرش همه چیز خوب بود . اما ...
همین جوری داشتم وب گردی می کردم که یهو یکی آن شد ! باورم نمی شد! سبحان بود! برای اولین بار بود که با این آی دیش آن شده بود!
من: سلام
سبحان: سلام. شما؟
من: اسمت سبحانه؟
(عکس خودش رو گذاشته بود روی آواتار آی دیش)
سبحان: آره. شما؟
من: اگه بگم عاشقتم چی میگی؟
سبحان: مرسی عزیزم لطف داری
من: عکس خودته نه؟
سبحان:آره
من: همیشه می خواستم یه چیزیو بهت بگم
سبحان:بگو
من: دوست دارم
سبحان: خب حالا نگفتی خانم خوشگله اسمت چیه؟
زبونم بند اومد!
هیچی نگفتم تا اینکه buzz داد
من: من پسرم
سبحان:چی؟ خاک تو سرت! آخه آدم مگه عاشق پسر هم میشه!؟
من: ولی من دوستت دارم
سبحان:خفه شو! عوضی کثافت ....
بعد هم شروع کرد به فحش دادن . . .
اینقدرتند فحش داد که حتی نمی ذاشت من چیزی تایپ کنم!
براش نوشتم: فقط بيا با هم باشيم من سال هاست كه دوست دارم ولي تا به حال بهت نگفته بودم. يكي از عكسات رو برام ارسال مي كني؟
سبحان: عکس منو می خوای چی کار کنی؟ آخه روانی ! تو مشکل داری! تو و امثال تو باید از روی زمین پاک بشین همین شماها هستین که زمین رو به کثافت کشوندین! ....
و دوباره شروع کرد به فحش دادن!
اینقدر فحش داد تا اینکه خسته شد. آخرش هم گفت که دیگه بهم پی ام نده. حتی با یه ای دی دیگه هم ادش کردم ولی قبولم نکرد که توی لیستش ادم کنه!
آره این بود سزای منی که عشقی رو که 5 سال توی دلم نگه داشتم و به هیچ چیز و هیچ کس نفروختمش !
مگه من چی گفتم بهت؟
بعد از اون قضیه آی دیم رو از سایت یاهو حذف کردم!
اینقدر ناراحت و دپرس بودم که فردا صبح که دانشگاه رفتم اصلا حوصله ی هیچ چیز رو نداشتم. هر کی منو میدید می گفت هان چیه؟ با کسی دعوا گرفتی؟
بعد از اون روز چند بار بیرون دیدمش ولی دیگه حتی منو نگاه هم نمی کرد! وقتی منو میدید انگار که یک آدم غریبه رو دیده! اصلا بعضی موقع ها سرش رو بر می گردوند! تا منو نبینه!
از جاهایی که من بودم خودشو دور نگه می داشت!
بعد هم فهميدم كه با يه دختره رابطه داره !
جالبه كه حالا خيلي توي خيابون همديگرو ميديديم! ولي بعد از اون ماجرا اينقدر سرد شده كه باورم نميشه اين سبحان همون سبحان مهربون و شيطون منه كه هميشه سر كلاس ها هواسش به من بود
ولی حالا که یک سال تقریبا از اون ماجرا می گذره دیگه برام معشوق نیست
براش آرزوی موفقیت و سلامتی می کنم
و دوست دارم که خوشبخت بشه
فقط همین
حالا که از اون قضیه یه چند وقتی می گذره آرومم و دارم زندگیمو می کنم



فایل جالب امروز:
توضیح: كليپ عاقبت سر كار گذاشتن رفيق !!!
حجم: 1.86 مگا بایت
لینک: از سرور مدیا فایر - پس از لود شدن صفحه ی لینک منتظر بمانید تا درخواست دانلود شما به سرور فرستاده شود سپس بر روی Click here to start download.. کلیک کنید

 باي 
۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

گذشته - قسمت ششم

تابستون رسیده بود و وقت تعطیلات دانشگاه. یه روز که من برای انجام فریضه ی مقدس خرید نان ! از خونه بیرون رفته بودم وقتی رسیدم خونه دیدم که چند تا کفش زیر راه پله هست. کفشا آشنا نبودن! مادرم رو صدا کردم تا بیاد و از من نون رو بگیره. وقتی مادرم اومد ازش پرسیدم که مهمون داریم؟ گفت آره دختر عمت و پسرش اومدن. گفتم پس من میرم! آخه حوصله ی افاده های این دختر عمه جان رو ندارم! مادرم گفت نه بده حداقل بیا بالا یه سلام علیکی بکن و بعد برو.
یه توضیح کوچولو در مورد این پسر دختر عمم بدم! ما دو تا هم سن هستیم و از کوچکی با هم بزرگ شدیم. اون موقع که ما 10 سال داشتیم اونا رفتن تهران زندگی کردن. خلاصه خیلی با هم عیاق بودیم. البته یه 8 سالی بود که همدیگرو ندیده بودیم.
به خاطر مادرم رفتم بالا و در رو باز کردم دیدم به به کاملا هم قد و هم هیکلیم! انصافا خیلی کپی بودیم! رفتم جلو . به طور رسمی باهاش دست دادم و احوال پرسی کردم! ولی انگار چشمش رو گرفته بودم! بعد از احوالپرسیه رسمی من اومد جلو و منو بغل گرفت و شروع کرد به ماچ و بوسه! اینقدر تابلو این کارو کرد که همه زدن زیر خنده! شانس آوردم که به جز ما، 3 نفر دیگه هم اونجا بودن وگرنه مطمئنا کار به جاهای باریک میکشید!
بعد هم گفتم که باید برم و کار دارم و از این حرفا که یهو پسر دختر عمم گفت نه کجا حالا 2 دقیقه بشین باهات حرف دارم! خلاصه شروع کرد بیوگرافی منو بیرون کشیدن! چه بدن خوش فرمی داری! کجا بدن سازی میری؟ صورتت چه صافه؟ چقدر سفید شدی و ... از این مزخرفات!
خلاصه هر جوری که بود از دستش در رفتم!
بعد از ظهر تابستون بود گفتم آخه توی این گرما کجا برم؟ یکم که فکر کردم دیدم بهترین کار اینه که برم همون کافی نت همیشگیم.
رفتم و شروع کردم به ولگردی(وبگردی) یهو دلم هوای سبحان و کرد! خیلی اتفاقی رفتم توی گوگل اسم و فامیلش رو سرچ کردم!
دیدم یه لیستی ظاهر شد چند تا شو باز کردم و شروع کردم به خوندن.
یکیشون واسه مدرسه فوتبال بود. دیدم یکی از بازدیدکننده های وب کامنت گذاشته که من سبحان .... ساکن ... متولد .... هستم و می خواستم در باشگاه (مدرسه) فوتبال شما عضو شم. شرایط رو برام ارسال کنید!
تمام موارد درست بود! هم اسمش هم شهرش و هم سال تولدش! ادامه دادم دیدم نوشته این شماره و آدرس ایمیله منه!
یعنی دارم خواب میبینم! هم شماره تلفن و هم ایمیل!
میگن که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! واقعا راسته!
آدرس ایمیل واسه یاهو بود! بنابراین با مسنجر حتما آن می شد!
پس ادش کردم!
ولی همیشه آف بود! این یعنی حالگیری ! ولی من شماره تلفنش رو داشتم!
رفتم و یه سیم کارت خریدم و یه اس ام اس عاشقانه براش ارسال کردم!
جوابش این بود . . .
                     
ادامه دارد . . .

فایل جالب امروز:
توضیح: در صورتيكه شما نام پدر و مادر خود را وارد نماييد  اين سيستم توانايي تشخيص نام شما را خواهد داشت !!!!
اين يک فايل اکسل هستش که بايد براي اجراش نرم افزار اکسل(Excel) از مجموعه نرم افزارهاي آفيس(Office) نصب باشه! حجم: 24 کیلو بایت
لینک: از سرور مدیا فایر - پس از لود شدن صفحه ی لینک منتظر بمانید تا درخواست دانلود شما به سرور فرستاده شود سپس بر روی Click here to start download.. کلیک کنید

Followers

با پشتیبانی Blogger.